تبليغاتX
از این دریچه

از این دریچه

یه مدتی بود بچه ها میگفتن چرا آپدیت نمیکنی! تا دیشب که دوستی تمام لطایف دنیا را به ما عنایت کرد.....
اومدم هرچی پست کنم دیدم نمیتونه حرف دلمو بزنه! واسه همین این عکس .

همینه که هست

+نوشته شده در یکشنبه 5 تیر1390ساعت19:45توسط وحید.سهرابی | |

شروع سال ۹۰ هم برای من  خاطره ای شد به یاد ماندنی در کنار مردانی که برای همیشه در ذهنم حک شدند.
برای عکاسی به یکی از کمپهای  ترک اعتیاد کهریزک رفتم . اونجا نه تنها سال نو میشد ، مردهایی هم بودند که سعی میکردن به زندگی خودشون رنگ تازه ای بپاشن.
پای حرفهاشون که می نشستی گاهی میخندیدی و گاهی بغض........
با تمام وجود آرزو میکنم  مهدی و رضا و دوستاشون به آرزوهاشون برسن....

به رسم گذشته چند عکس اینجا ارسال میکنم و بقیه عکسهارو در  اینجا "آژانس عکس ایران" ببینید.


+نوشته شده در چهارشنبه 3 فروردین1390ساعت3:35توسط وحید.سهرابی | |

ما، خیل ِ ناامیداییم
خیل ِ بی‌فکر و غصه‌ها
خیل ِ گشنه‌ها
که هیچی نداریم
وصله‌ی شیکم‌مون کنیم
جایی نداریم
کَپَه‌مونو بذاریم.
ما
جماعت ِ بی‌اشکاییم
که گریه کردنم
ازمون نمیاد

"لنگستون هیوز"

+نوشته شده در سه شنبه 3 اسفند1389ساعت23:9توسط وحید.سهرابی | |