تبليغاتX
از این دریچه

از این دریچه

توی تمام خستگی های هفته ی گذشته و در به دری های خودم شراره اومد همدان،اومد عکس بگیریم(عکسهایی که نشد تمام و کمال بگیریم!) . با اومدنش خیلی از خاطرات  آدمایی که شاید کم اما میشناختمشون یه روزی زنده شد.انگار میخوام برم تو همون روزا تو همون هوا.شراره رفت سمت جعبه ی توتونی که حسنا روز تولدم بهم داده بود، انگار که بخوام همه بدونن بلند گفتم اونو حسنا داد بهم. روز تولدم...بعد یادم افتاد 2 سال پیش بود اما باورم نمیشد! با کمی مکس گفتم ....2 س ا ل پیش....

انگار چندین وقته زندگیم متوقف شده! انگار موندم تو چند سال پیش! بی توجه به اینکه زمان از روی من و تمام من های من به سادگی عبور کرده و همه چیزو تغییر داده....

برای دیدن سایز بزرگ عکس اینجا کلیک کنید

برای دیدن سایز بزرگ عکس اینجا کلیک کنید




+نوشته شده در شنبه 9 آبان1388ساعت9:48توسط وحید.سهرابی | |

الكل70%هم درماني به ما نشد! 

برای دیدن سایز بزرگ عکس اینجا کلیک کنید

برای دیدن سایز بزرگ عکس اینجا کلیک کنید

پ.ن۱: دوست عزيز خوب مارا به تلخي هفتاد نشاندي

پ.ن۲: بهار جان نميدونم شايد حق با تو باشه .اما زندگي تو چرخ و فلكي انداختتمون كه از سرگيجه به تهوع افتاديم. دلم هواي  تئاتر  شهر كرد بهار ، با اون پیر مرد که انگار یه دنیا حرف واسه گفتن داشت اما گوشی پیدا نکرده بود جز گوش تو و من بی نوا !

پ.ن۳: رُهام جان  از بابت جوراب هام ممنون.

پ.ن۴: تمام این نوشته ها فقط حرف بود ! حرفی که نه حتی به قیمت ....غاز هم فهمیدنی نبود شاید . اما حال خرابی دارم....خراب تر از گوشی تو که خرخرش هنوز هم میدودمیان گوشم....


 


+نوشته شده در سه شنبه 21 مهر1388ساعت8:24توسط وحید.سهرابی | |


هر روز
به مردن فكر مي‌كنم.
به مريضي، قحطي،
خشونت، تروريسم، جنگ
به آخرالزمان
و همين
كمك مي‌كند به هيچي فكر نكنم

راجر مگاف

پ.ن: اين روزها لابه لاي همه دلتنگي‌ها و خستگي‌ها هنوز ديدن فيلم و خواندن كتاب و زمزمه شعري مي تواند به ساعتي از يادت ببرد كه زندگي بر وفق مراد نيست و حال ما خوب نيست. مي‌شود نترسيد از هجوم مرداد و از گذشتن از روزهاي بي آينده‌ي قلب الاسد كه در راه است.
يكي از كتاب‌هاي خوبي كه اين روزها خواندم كتابي از مجموعه شعرهاي شاعران جهان و عكس‌هاي عكاسان با عنوان تو مشغول مردنت بودي ترجمه محمد رضا فرزاد برخوردم كه شعرهاي خوبي دارد .

پ.ن۲: مدتها بود هیچ چیز وقف مراد نبود!اما چند روز پیش مراد آمدو عکس شد ....

 

 

 

+نوشته شده در سه شنبه 17 شهریور1388ساعت17:1توسط وحید.سهرابی | |